تبليغاتX
قطره بارانم

قطره بارانم

بارون جدایی

با هنر است فخر نه با ثروت و عقار

تنها هنر تفاوت انسان و چارپاست

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 21:52  توسط لیلا  | 

نمیدانم

من در مدار زمین یک بار و تنها یک بار گم شدم و آن هنگامی بود که در پناه تو آرام گرفته بودم من زمان

را به یاد ندارم .نمی دانم روز بود یا شب یا کدامین فصل .آیا سرد بود یا گرم ،زمستان بود یا تابستان

فقط میدانم که این تو بودی که مرا در کنار خود گرم نگه داشتی نمیدانم تو بودی یا من در آغوش آسمانها بودم

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 0:28  توسط لیلا  | 

چرا بمیرم واسه اون کس که واسم تب نکنه

حتی یه روزی در غم غم های من شب نکنه

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 22:44  توسط لیلا  | 

خدایا چه دارد آنکه تو را ندارد و چه ندارد آنکه تو را دارد

حضرت محمد فرموده اند که خدا با من تکلم کرد و فرمود :ای محمد من هر گاه بنده ای را دوست داشته باشم سه چیز به او عطا می کنم :دل او را محزون می کنم .و بدن او را بیمار می کنم و دست او را از مال دنیا خالی می کنم .و هر گاه بنده ای را دشمن داشته باشم سه چیز به او می دهم :دل او را شاد می کنم و بدنش را صحیح می گردانم و دست او را از اموال دنیویه پر می کنم و فرمود که مردم همه مشتاق بهشتند و بهشت مشتاق فقراست .و مروی است که فردای قیامت جمله ی زهاد و عباد از تقصیر طاعت خود عذر خواهند .و حق تعالی از فقزا عذر خواهی می کند و فرماید :ای بنده ی من دنیا را به تو ندادم نه از این جهت بود که دنیا به تو حیف بود بلکه از آن جهت که تو به دنیا حیف بودی .

دنیات نداده ام نه از خاری توست       کونین فدای یک نفس زاری توست

هرچند دعا کنی اجابت نکنم              زیرا که مرا محبت زاری توست

برخیز و بر صفوف اهل قیامت بگذر و هر که را که بینی بر تو حقی داشته باشد و در دنیا بر تو اکرامی کرده باشد دست او را بگیر و با خود به بهشت بر و فرمود :که بسیار با فقرا آشنایی کنید و بر ایشان حق خود را ثابت کنید که از برای ایشان دولتی خواهد بود .شخصی عرض کرد که چه دولتی از برای ایشان خواهد بود ؟فرمود که در روز قیامت به ایشان خطاب خواهد شد که نگاه کنید هر که شما را قرص نانی ،یا شربت آبی ،یا جامه ای داده باشد دست او را بگیرید و به بهشت برید .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 19:31  توسط لیلا  | 

شعر

دم غروب ،میان حضور خسته ی اشیا

نگاه منتظری حجم وقت را میدید

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته است

و هیچ چیز

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد

چرا که گرفته دلت

مثل اینکه تنهایی

چقدر هم تنها

خیال می کنم

دچا آن رگ پنهان رنگ ها هستی

دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد

چه فکر نازک غمناکی

...............................................

معذرت که دیر آپ می کنم

زندگیه دیگه .سختی داره کار داره

امتحان داره .راستی برای دوستم زیبا دعا کنید .کمی ناخوش احواله و روحیه اش خرابه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 17:36  توسط لیلا  | 

رمضان آمد

حلول ماه مبارک رمضان رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم .

امیدوارم به نظافت دلهامون بیشتر اهمیت بدیم

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:18  توسط لیلا  | 

شب یا روز؟

باز دوباره صبح میشه و سیاهی ها کنار میرن و نور الهی همه جا رو روشن می کنه .

همه شروع به تلاش و کسب روزی خودشون میرن .شهر دوباره زنده میشه .همه مغازه ها باز میشن .

سنگ فرش خیابون گرم میشه از بس لاستیکای ماشین از روش رد میشن ومیان و میرن .

آدم نفسش میخواد بند بیاد از دود و صدای بوق های ماشین .

هیچ کس حوصله ی موندن تو ترافیک رو نداره .

انواع فحش ها رو میشه شنید از تو ترافیک ها .

شب چه خوبه .

همه جا ساکت ،همه جا آروم ،نه دودی هست ،نه صدایی ،نه ترافیکی ،نه فحش دادنی .

شبتون به خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:33  توسط لیلا  | 

روز خبرنگار مبارک

سلام به همه .امروز روز خبرنگار بود .منم یه مدتی خبرنگار بودم .پس روزم مبارک .

این روز رو به همه ی خبرنگاران تبریک میگم

و امیدوارم همیشه قلمشون برای آبادی ایران بر روی صفحه ی کاغذ بگرده.

حق رو بنویسن و دنبال حقیقت باشند .

زنده باشید

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 20:46  توسط لیلا  | 

مهدی جان تولدت مبارک

 

این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود 

 مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

                

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 21:6  توسط لیلا  | 

خدایا ممنون

روزای سه شنبه و چهارشنبه از صبح کلاس دارم تا ساعت 7 .صبح به زور بیدار میشم و بعد راهی دانشگاه میشم .

ساعت 7:20 اتوبوس میاد و من 7:10 دقیقه سعی می کنم تو ایستگاه باشم.

قبل از اینکه اتوبوس بیاد دو تا سرویس میاد که یکیش سرویس بیماران و ناتوانان جسمیه و یکی دیگه سرویس ناتوانان ذهنی.

امروز که اونا رو دیدم گفتم بی دلیل نیست که اینا رو من میبینم .

اینا رو خدا نشونم میده که بهم بگه فکر نداشته هات رو نکن .فکر اونایی رو بکن که داری.

ممکنه یه چیزایی نداشته باشی ولی چیزایی داری که بعضی ها اونو هم ندارن .

واقعا اینجوریه ها

ما به نداشته هامون همیشه فکر می کنیم .نه به داشته هامون .ما تن سالم داریم .

این بزرگترین هدیه خداونده که نصیب خیلی ها نشده .

خدایا بازم میگم ممنونم .

خدایا من خوشبختم .من اعتراف می کنم که خوشبختم .اگه چیزی گفتم که ناراحت شدی از دستم، معذرت می خوام .

خدایا هیچ وقت داشته هامو ازم نگیر .

خدایا ما خیلی چاکریم .

               

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 21:45  توسط لیلا  | 

من باهاتم

همینجام

کنار تو

کمی دستت رو دراز کنی بهم میرسی

دستتو دراز کن

نترس .اگه بیفتی میگیرمت

بهم اعتماد کن  

من نزدیکی های تو ام

اگه با من باشی همیشه با منی

تو تنها نمی مونی با من

من همیشه با تو ام

همیشه در کنارتم

فقط باید دستتو دراز کنی

هر وقت که بخوای

 من همیشه در کنار تو ام .

با کمی فاصله

              برداشت آزاد از دلنوشته های خودم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 17:30  توسط لیلا  | 

خوشبختی

چیست خوشبخی؟

دختری کوچک کنار خیابان از من پرسید

چیست خوشبختی؟

آیا بوییدنی است ؟

آیا خوردنی است ؟

آیا دیدنی است ؟

یا که شنیدنی است ؟

یا شاید هم لمس کردنی است ؟

او گفت

من تمام نداشته هایم را خوشبختی میدانم .

من هیچ چیز ندارم

پس خوشبختی ندارم

من هیچ کسی را ندارم

پس خوشبختی را ندارم

به من گفت تو چه ؟

خوشبختی داری؟

کمی به دور و برم فکر کردم

دیدم نه من خوشبختی دارم .

چیزی ندارم اما تنی سالم دارم و آینده ای

در پیش رویم .

گفتم آری من خوشبخت ترینم .

خوشبختی حس کردنی است

من حسش می کنم .

                    برداشت آزاد از دلنوشته های خودم

 

                    

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 22:0  توسط لیلا  | 

گل

همه گویند که گل خار به پهلو دارد

پس جرا جای من خار به پهلوی تو نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 23:54  توسط لیلا  |